ترجمه "lubricant" به فارسی

روغن, روانساز, سایشکاه بهترین ترجمه های "lubricant" به فارسی هستند.

lubricant noun دستور زبان

A substance used to reduce friction between objects or surfaces. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روغن

    noun

    He explained to the agency man that Waldenberg needed lubricating oil for his engines.

    وی برای نمایندهٔ شرکت شرح داد که والدنبرگ برای موتورهایش به مقداری روغن موتور نیاز دارد.

  • روانساز

    substance, usually organic, introduced to reduce friction between surfaces in mutual contact, which ultimately reduces the heat generated when the surfaces move

  • سایشکاه

  • ترجمه های کمتر

    • لیزانه
    • گریس
    • چرب کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lubricant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lubricant" با ترجمه به فارسی

  • روان سازنده · روان کردن · روغن زدن · روغن کاری کردن · لیزاندن · نرم و لیز کردن · گریس کاری کردن
  • ترفند بازی · حیله گری · خارش · خاصیت روغنی · سایشکاه گری · شهوت · شهوت انگیزی · شهوت پرستی · لغزندگی · لیزگری · لیزی · هرزگی
  • روغن · چرب کننده
  • لیز · نرم
  • روانسازها
  • رجوع شود به lubricant · روغن · ظرف یا وسیله ی روغن مالی به موتور یا روغن کاری · چرب کننده
  • روانسازی · روانکاری · روغن زنی · روغن کاری · روغنكاري · نرم سازی · گريسكاري
  • روغن · روغن اتومبیل · چربی · گریس
اضافه کردن

ترجمه های "lubricant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه