ترجمه "luminary" به فارسی

شیدافشان, برجستگی, ستاره بهترین ترجمه های "luminary" به فارسی هستند.

luminary noun دستور زبان

One that is an inspiration to others; one who has achieved success in his chosen field; a leading light. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیدافشان

  • برجستگی

    noun
  • ستاره

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) چهره ی درخشان
    • (هرجسمی که از خود نور بدهد مانند خورشید و ماه) لیانگر
    • سیمای تابناک
    • شخصیت برجسته
    • شخصیت تابناک
    • شیدگر نورانی
    • پر فروغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " luminary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "luminary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه