ترجمه "lunar" به فارسی
قمری, مهشیدی, ماهگون بهترین ترجمه های "lunar" به فارسی هستند.
lunar
adjective
noun
دستور زبان
Of, or pertaining to, the moon. [..]
-
قمری
adjectiveof, or pertaining to, the moon
"... are less feral and can transform before, during, and after the lunar cycle. "
کمتر وحشی هستند و میتوانند قبل از یا هنگام یا بعد از چرخه ی قمری تبدیل به گرگینه شوند
-
مهشیدی
of, or pertaining to, the moon
-
ماهگون
-
ترجمه های کمتر
- مهین
- سیمین
- هلال
- هلالی
- گرد
- (نادر) نقره دار
- (نجوم وتقویم) قمری
- رنگ باخته
- رنگ پریده
- ماه دیس
- ماه سان
- ماه مانند
- نقره ای
- وابسته به یا برای ماه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lunar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lunar
adjective
Pertaining to Luna, the moon of Terra.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lunar" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lunar در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lunar"
عباراتی شبیه به "lunar" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا- فضا نوردی - چهار چرخه ی برقی که با آن در ماه گردش کردند) ماه پیما · ماهنورد
-
(فضا نوردی - بخشی از فضا ناو امریکایی آپولو که از فضا ناو جدا شده و با دو فضا نورد بر ماه فرود آمد و بازگشت) ناو ماه پیما
-
سال شمسی
-
(دارو سازی) سنگ جهنم (نیترات نقره)
-
دریاوار
-
گاهشماری قمری
-
ماه قمری
-
ماهنشین آپولو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن