ترجمه "lung" به فارسی

شش, ریه, جگر سفید بهترین ترجمه های "lung" به فارسی هستند.

lung noun دستور زبان

A biological organ that extracts oxygen from the air. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شش

    noun

    organ that extracts oxygen from the air [..]

    Then I'm gonna cut the inferior pulmonary ligament and move his lung out of the way.

    بعدش من غضروف پایینی ریوی رو قطع میکنم و شش هاش رو از سر راه میزنم کنار.

  • ریه

    noun

    organ that extracts oxygen from the air

    From our brains to our hearts, our lungs, our joints.

    از مغز ، قلب، ریه ها و تا مفاصل در همه متفاوت هستیم.

  • جگر سفید

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هیلک
    • اندام ریه مانند (در بی مهرگان)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lung"

عباراتی شبیه به "lung" با ترجمه به فارسی

  • احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
  • (پزشکی) بیماری شش قهوه ای (که در اثر استنشاق الیاف ریز پنبه و غیره حاصل می شود - byssinosis هم می گویند) · بیماری شش قهوه ای
  • هایس شش ضرم
  • اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
  • تنفس · تهويه ريوي · حجم تنفسي · سوخت و ساز تنفسي · نفسكشيدن
  • (با شمشیر وغیره) ناگهان حمله کردن به · بر تاختن · بر جهش · جنبش ناگهانی به جلو · جهش · جهش کردن · حمله ی ناگهانی (با شمشیر یا دیگر سلاح های برنده) · رجوع شود به longe · ضربت · لانج · ورجهیدن · پرت کردن · پیش جهش · پیش جهیدن
  • جگر سفید · ریهها · شش · ششها
  • (پزشکی) بیماری سیاه شش (که در اثر تنفس خاکه ی زغال سنگ بین معدنچیان پیدا می شد) (anthracosis هم می گویند) · بیماری سیاه شش
اضافه کردن

ترجمه های "lung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه