ترجمه "lurk" به فارسی
کمین کردن, (برای حمله) پنهان ماندن, (پنهانی) حرکت کردن بهترین ترجمه های "lurk" به فارسی هستند.
lurk
verb
noun
دستور زبان
To remain concealed in order to ambush [..]
-
کمین کردن
verbThe only sign that a fat man lurked inside him was his shining, happy cheeks.
تنها نشانة این که مرد چاقی در درون او کمین کرده گونههای درخشان و شادمانش بودند.
-
(برای حمله) پنهان ماندن
-
(پنهانی) حرکت کردن
-
ترجمه های کمتر
- خف کردن
- در کمون بودن
- لم دادن
- مترصد بودن
- مکنون، نهان
- نهفته باقی ماندن
- پاورچین راه رفتن
- یواشکی نزدیک شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lurk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن