ترجمه "lycium" به فارسی
لیسیوم, حضض, لیسیوم بهترین ترجمه های "lycium" به فارسی هستند.
lycium
taxonomic terms (plants)
-
لیسیوم
taxonomic terms (plants)
-
حضض
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lycium " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lycium
noun
deciduous and evergreen shrubs often spiny; cosmopolitan in temperate and subtropical regions
-
لیسیوم
-
جنس گرگتیغ
عباراتی شبیه به "lycium" با ترجمه به فارسی
-
لیسیوم کینانس
-
لیسیوم کینانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن