ترجمه "lying" به فارسی

دروغگویی, (حالت استمراری فعل : lie به معنی دروغ گفتن), (حالت استمراری فعل : lie) در حال خوابیدن بهترین ترجمه های "lying" به فارسی هستند.

lying noun verb دستور زبان

Present participle of lie. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دروغگویی

    noun

    You are a lying scumbag, and I don't trust you.

    تو یه عوضی دروغگویی و من بهت اعتماد ندارم.

  • (حالت استمراری فعل : lie به معنی دروغ گفتن)

  • (حالت استمراری فعل : lie) در حال خوابیدن

  • ترجمه های کمتر

    • به نادرستی
    • حرف دو پهلو
    • در حال دراز کشیدن
    • دروغ
    • نادرست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lying" با ترجمه به فارسی

  • نِقاهَت-زایِشگاه، زایشگاه، بیمارستان زنان که بانوان را پیش و بعد از زایمان تیمار می دارند
  • زایمانی · زحمت · مشقت · وابسته به یا برای زایمان
  • وضع حمل
  • ly
    به ترتیب معین [firstly یا thirdly] · به روش معین · تا اندازه ی معین · تا زمان معین [merely یا inwardly] · درخور [manly یا dealy] · روی دهنده در زمان های معین [hourly یا yearly] · مانند · ویژه ی
  • سطح پایینی · پست، کم ارتفاع
  • درازیدن
  • طاقباز/طاقواز شدن/خوابیدن، ستان
  • -ly
    ـانه · ـیها · مآبانه
اضافه کردن

ترجمه های "lying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه