ترجمه "lymph" به فارسی
لنف, كيلوس, (در اصل) چشمه ی آب زلال بهترین ترجمه های "lymph" به فارسی هستند.
lymph
noun
دستور زبان
(physiology, immunology) A colourless, watery, bodily fluid carried by the lymphatic system, that consists mainly of white blood cells. [..]
-
لنف
nounfluid that circulates throughout lymphatic system
Big shock, spaghetti sauce doesn't work as a lymph tissue stain.
سس اسپاگتي به عنوان ماده حاجب لنف عمل نمي کنه
-
كيلوس
-
(در اصل) چشمه ی آب زلال
-
ترجمه های کمتر
- (کالبد شناسی) تنابه
- شیره غذایی
- هر آبگونه ی بی رنگ که از زخم یا پوست ترشح شود (مثلا آب تاول)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lymph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lymph" با ترجمه به فارسی
-
(نادر) رجوع شود به lymph gland · (کالبد شناسی) · غدد لنفاوی · گره لنفی · گره ی تنابه ای
-
جریان لنف · گردش لنف
-
تكههاي پير · دستگاه لنفاوی · رگهاي لنفاوي · غدد لنفاوی · مجراي سينهاي · گرههاي لنفي
-
خنازیر
-
لنف (پیش از واکه بکار می رود) · پیشوند: تنابه
-
جریان لنف · گردش لنف
-
(نادر) رجوع شود به lymph gland · (کالبد شناسی) · غدد لنفاوی · گره لنفی · گره ی تنابه ای
-
(نادر) رجوع شود به lymph gland · (کالبد شناسی) · غدد لنفاوی · گره لنفی · گره ی تنابه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن