ترجمه "lynx" به فارسی
سیاهگوش, وشق, سياهگوش بهترین ترجمه های "lynx" به فارسی هستند.
lynx
noun
دستور زبان
Any of several medium-sized wild cats, mostly of the genus Lynx. [..]
-
سیاهگوش
nounwild cat
-
وشق
wild cat
-
سياهگوش
-
ترجمه های کمتر
- (جانور شناسی) سیاه گوش (جنس Lynx از گربه سانان وحشی نیمکره ی شمالی)
- (نجوم) استارگان (مجمع الکواکب) خز
- خز نرم این جانور
- سیاه گوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lynx " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lynx
proper
(astronomy) A faint spring constellation of the northern sky. It lies north of the constellation Cancer. [..]
-
لینکس
Lynx (web browser)
تصاویر با "lynx"
عباراتی شبیه به "lynx" با ترجمه به فارسی
-
عنکبوتهای سیاهگوش
-
(جانور شناسی) سیاه گوش کانادایی (Lynx lynx canadensis - بومی امریکای شمالی)
-
رجوع شود به bobcat
-
سیاهگوش
-
تیزبین
-
سیاهگوشها · سیاهگوشها (جانور)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن