ترجمه "made" به فارسی
ساختگی, - ساخت, تشکیل شده بهترین ترجمه های "made" به فارسی هستند.
made
noun
adjective
verb
دستور زبان
A maggot or grub. [..]
-
ساختگی
adjectiveBetween him and the imaginary personages she made comparisons.
بین وی کنت و قهرمانهای ساختگی نزدیکیهایی برقرار میکرد.
-
- ساخت
-
تشکیل شده
The ocean is made up of thousands of elements.
اقیانوسی که از هزاران جزء تشکیل شده است.
-
ترجمه های کمتر
- تعبیه شده
- دارای اجزای مختلف
- ساخته (شده)
- ساخته شده
- مصنوع
- مصنوعی
- من درآوردی
- موفق
- کامیاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " made " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Made
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Made" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Made در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "made" با ترجمه به فارسی
-
اختراعی · بزک کرده · توالت کرده · جعلی · دروغین · ساختگی · سرهم بندی شده
-
تصمیم گرفتن
-
سنگی
-
جرأت صحبت به خود داد
-
(توسط قاضی) داوری شده · تفسیر شده · حکم شده
-
مخزن
-
(جامه) سفارشی · (طبق سفارش و مشخصات معلوم)ساخته شده · (طبق سفارش) خیاطی شده · خیاط دوخته (نه خریداری شده از فروشگاه) · سفارشی · قراردادی · مناسب · نامزد شده
-
سفارشی (custom-built هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن