ترجمه "magazine" به فارسی
مجله, خشاب, مخزن بهترین ترجمه های "magazine" به فارسی هستند.
magazine
noun
دستور زبان
An ammunition storehouse. [..]
-
مجله
nounperiodical [..]
Here's a magazine for you to read in the plane.
بفرمایید این مجله برای شماست تا در هواپیما مطالعه کنید.
-
خشاب
nounammunition clip [..]
Twenty sets of uniforms and twenty Schmeissers with five magazines per carbine were set aside.
بیست دست یونیفورم و بیست اشمایسر، با پنج خشاب برای هر اسلحه، بک ناری گذاشته شد.
-
مخزن
noun
-
ترجمه های کمتر
- ژورنال
- انبار مهمات
- روزنامه
- انبار
- خزانه
- ماهنامه
- mjlh
- (ارتش) انبار مهمات
- (از ریشه ی عربی : مخزن)
- (امریکا) برنامه ی خبری و تفسیری تلویزیونی (هفتگی وغیره)
- (دوربین عکاسی و فیلم برداری و غیره) فیلم دان
- جریده ی هفتگی (وغیره)
- ساز و برگ دان
- فشنگ دان
- محتویات انبار
- هفته نامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magazine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "magazine"
عباراتی شبیه به "magazine" با ترجمه به فارسی
-
مجله ی کوچک (دارای تیراژ کم و معمولا وابسته به رشته هنری بخصوص به ویژه شعر)
-
مجله زرد
-
مجله آنلاین
-
مجله حسابداران خبره
-
مجله نویس · نویسنده مقاله برای مجله
-
مجله آسترونومی
-
مجله خبری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن