ترجمه "maggot" به فارسی
کرم, غنج, کرمک بهترین ترجمه های "maggot" به فارسی هستند.
maggot
noun
دستور زبان
A soft, legless larva of a fly or other dipterous insect, that often eats decomposing organic matter. [..]
-
کرم
noun properStand up at once, you filthy little maggot!
با من جر و بحث نکن کرم خاکی بوگندو، بلند شو بایست!
-
غنج
-
کرمک
-
ترجمه های کمتر
- کرمینه
- لیسه
- (لارو کرم مانند حشرات به ویژه مگس) کرم حشره
- اندیشه ی عجیب و غریب
- هوس (معمولا هوس عجیب و غریب)
- کرم حشره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maggot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maggot" با ترجمه به فارسی
-
شفیره ی پشه ی سیب (Rhagoletis pomonella) که آفت میوه است · پشه ی سیب
-
سنهاي حشره · كرمهاي حشره · لارورهاي كرميشكل · لاروها · مراحل لاروي · نوزاد حشرات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن