ترجمه "magic" به فارسی

جادو, تردستی, جادویی بهترین ترجمه های "magic" به فارسی هستند.

magic adjective verb noun دستور زبان

Wonderful, amazing or incredible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جادو

    noun

    use of supernatural rituals, forces etc. [..]

    Stopping magic is a lot harder than starting.

    متوقف کردن جادو خيلي مشکل تر از شروع کردن اونه.

  • تردستی

    illusion performed to give the appearance of magic or the supernatural [..]

    But what would I do without my magic shows?

    ولی من بدون تردستی هام چیکار کنم ؟

  • جادویی

    something spectacular or wonderful

    Dervish says something magical and points at the guards closing in on him.

    درویش کلماتی جادویی میگوید و به نگهبانهایی اشاره میکند که به طرفش میآیند.

  • ترجمه های کمتر

    • سحر
    • جادوگری
    • سحرآمیز
    • معجزه
    • افسون
    • طلسم
    • افسونی
    • فریب
    • عالی
    • کندایی
    • محشر
    • گول
    • معرکه
    • (از ریشه ی فارسی : مغ)
    • (با: away) ناپدید کردن (به طور سحرآسا)
    • افسون کردن
    • جادو کردن
    • خیلی خوب
    • سحر آمیز
    • سحر کردن
    • شعبده بازی
    • طلسم کردن
    • مسحور کردن
    • هر نیروی سحرانگیز
    • وابسته به سحر و جادو
    • چشم بندی
    • کار خارق العاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " magic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Magic proper

The decrypted Japanese messages produced by US cryptographers in and prior to World War II. [..]

+ اضافه کردن

"Magic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Magic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

MAGIC

MAGIC (telescope)

+ اضافه کردن

"MAGIC" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای MAGIC در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "magic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "magic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه