ترجمه "magnetic" به فارسی

مغناطیسی, آهن ربایی, جذاب بهترین ترجمه های "magnetic" به فارسی هستند.

magnetic adjective دستور زبان

of, relating to, operating by, or caused by magnetism [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مغناطیسی

    There aren't electric fields here. It's a magnetic field.

    هیچ میدان الکتریکی در فضا وجود ندارد، این یک میدان مغناطیسی است.

  • آهن ربایی

    adjective

    It has a magnetic quality that draws me in.

    یک خاصیت آهن ربایی دارد که من را به سوی خودش می کشد.

  • جذاب

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • برکشندگر
    • برکندی
    • ربایا
    • کشندایی
    • کشنده
    • (شخص یا شخصیت) گیرا
    • زمین کشند
    • زمین کشندی
    • مغناطیس گر
    • وابسته به آهن ربا
    • وابسته به نیروی جاذبه ی زمین
    • وابسته به یا موجد آهن ربایی
    • گرایش گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " magnetic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "magnetic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "magnetic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه