ترجمه "magnetometer" به فارسی
(درفرودگاه ها و غیره) فلزیاب, (دستگاه سنجش نیروی مغناطیسی به ویژه نیروی جاذبه ی کره ی زمین) کشندا سنج, جاذبه سنج بهترین ترجمه های "magnetometer" به فارسی هستند.
magnetometer
noun
دستور زبان
(physics) an instrument used to measure the intensity and direction of a magnetic field, especially at points on the Earth's surface [..]
-
(درفرودگاه ها و غیره) فلزیاب
-
(دستگاه سنجش نیروی مغناطیسی به ویژه نیروی جاذبه ی کره ی زمین) کشندا سنج
-
جاذبه سنج
-
ترجمه های کمتر
- دستگاه بازرسی مسافران
- مغناطیس سنج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " magnetometer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن