ترجمه "maiden" به فارسی

باکره, جدید, دختر بهترین ترجمه های "maiden" به فارسی هستند.

maiden adjective noun دستور زبان

(now chiefly literary) A girl or an unmarried young woman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باکره

    noun

    female virgin

    The word ʽal·mahʹ is applied to the maiden Rebekah before her marriage.

    این کلمه (آلما) در رابطه با رِفقَهٔ باکره، قبل از ازدواج به کار رفته است.

  • جدید

    adjective noun
  • دختر

    noun

    Madam, there is no other maiden in your house?

    خانم ، دختر ديگه اي در خونه ي شما نيست ؟

  • ترجمه های کمتر

    • دوشیزه
    • مجرد
    • نخستین
    • تازه
    • بکر
    • افتتاحی
    • دختروار
    • سرانداز
    • پیشقدمی
    • کارندیده
    • ناآزموده
    • آغازین
    • نو
    • (اسب دوانی) اسبی که هنوز برنده نشده است
    • (انگلیس - حقوق) محاکمه ی جنایی که به محکومیت منجر نشود
    • (بازی کریکت) دوره ای از مسابقه که درآن طرفین امتیازی به دست نیاورده اند(maiden over هم می گویند)
    • (سابقا - اسکاتلند - M بزرگ) گیوتین
    • (نادر) باکره
    • (نادر) دختر
    • اولین 1
    • باکره و پیر
    • برازنده ی دختر
    • به کار برده نشده
    • بی تجربه
    • تازه ساز 0
    • خام دست
    • خانه مانده
    • دختر باکره
    • دست نخورده
    • زن جوان و مجرد
    • شوهر نکرده
    • ویژه ی دختران
    • پیرزن باکره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maiden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Maiden noun دستور زبان

One of the triune goddesses of the Lady in Wicca alongside the Crone and Mother representing a girl or a young woman

+ اضافه کردن

"Maiden" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Maiden در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "maiden" با ترجمه به فارسی

  • پرواز اولیه
  • جدید · دوشیزه
  • (در مورد زنان) نام خانوادگی پدری (در برابر: نام خانوادگی شوهر married name) · یگ هزيشود نامز مسا
  • (آلت شکنجه ی سابق : جامه ی آهنی و تیغدار که بر تن محکوم می کردند) جامه ی زجر
  • آیرون میدن
اضافه کردن

ترجمه های "maiden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه