ترجمه "mailbox" به فارسی
صندوق پست, جعبه نامه, (در آپارتمانها و ادارات و غیره) صندوق مراسلات بهترین ترجمه های "mailbox" به فارسی هستند.
mailbox
noun
دستور زبان
A box into which mail is put [..]
-
صندوق پست
nounbox into which mail is put
My seeing her, it wasn't her, at the mailbox.
و این که ببینمش؛ این او نبود دم صندوق پست.
-
جعبه نامه
box into which mail is put
How great would that look on the mailbox?
چقدر باحال ميشه که به جعبه نامه اي که!
-
(در آپارتمانها و ادارات و غیره) صندوق مراسلات
-
ترجمه های کمتر
- جعبه ی نامه های وارده (mail box هم می نویسند)
- صندوق میل
- یتسپ قودنص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mailbox " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mailbox"
عباراتی شبیه به "mailbox" با ترجمه به فارسی
-
سیاست صندوق پستی پوشه اداره شده
-
کاربر صندوق پستی
-
سرور صندوق پستی خوشه ای شده
-
دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده
-
پایگاه اطلاعاتی صندوق پستی
-
صندوق پستی ابزار
-
صف تحویل صندوق پستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن