ترجمه "majority" به فارسی
اکثریت, اکثریت ساده, اکثر بهترین ترجمه های "majority" به فارسی هستند.
majority
noun
دستور زبان
More than half (50%) of some group [..]
-
اکثریت
nounmore than half [..]
A poll shows that an overwhelming majority is in favor of the legislation.
نظرسنجی نشان میدهد که اکثریت قاطع طرفدار این قانون هستند.
-
اکثریت ساده
more than half
Perhaps in the end, a simple majority will do.
شایدم آخرش یه اکثریت ساده کارو انجام بده
-
اکثر
adjectiveIn the vast majority of cases there was no trial, no report of the arrest.
در اکثر موارد نه محاکمهای بود و نه گزارشی از جریان باز داشت.
-
ترجمه های کمتر
- بیشتر
- بیشین
- بیشینه
- حجم
- (ارتش) سرگردی
- (حزب یا گروه و غیره) دارای بیش از پنجاه درصد آرا
- (رسیدن به) سن قانونی
- اکثریت مطلق
- حزب اکثریت
- نصف به اضافه ی یک
- کبر (در برابر: صغر minority)
- گروه اکثریت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " majority " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "majority" با ترجمه به فارسی
-
(نجوم) دب اکبر · استارگان بزرگ خرس · خرس بزرگ · دباکبر
-
(در کاخها و خانه های اشرافی) سرپیشخدمت · (مزاح آمیز) پیشخدمت · مباشر کل · مستخدم · نوکر
-
(امریکا) گروه ورزشی حرفه ای (به ویژه در بیس بال)
-
سوم بزرگ
-
بابزیا ماژور
-
حمله بزرگ صرع
-
اکثریت · اکثریت مطلق · اکثریت مطلق (بیش از پنجاه در صد)
-
اکثریت خاموش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن