ترجمه "malfeasant" به فارسی
بدکار, غلط کار بهترین ترجمه های "malfeasant" به فارسی هستند.
malfeasant
adjective
noun
دستور زبان
of, or relating to malfeasance or misconduct [..]
-
بدکار
-
غلط کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malfeasant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "malfeasant" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه در مورد متصدیان امور) تخلف · اجحاف · بدکرداری · زشت کرداری (در برابر: خطاکاری misfeasance وقصور nonfeasance) · سواستفاده از مقام · کار خلاف قانون · کارخلاف قانون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن