ترجمه "malkin" به فارسی
مترسک, خرگوش, گربه بهترین ترجمه های "malkin" به فارسی هستند.
malkin
noun
دستور زبان
(archaic) a lower-class or uncultured woman [..]
-
مترسک
-
خرگوش
noun -
گربه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس - محلی) زن شلخته
- زمین شور
- لولوی سرخرمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malkin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن