ترجمه "mamma" به فارسی

مامان, مادر, شیرتراو بهترین ترجمه های "mamma" به فارسی هستند.

mamma noun دستور زبان

(anatomy) The milk-secreting organ of female humans and other mammals which includes the mammary gland and the nipple or teat; a breast; an udder. Plural: mammae [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مامان

    noun feminine

    I think you will do something to help mamma, something to save papa!

    میدانم که به مامان کمک خواهی کرد و پا پا را نجات خواهی داد.

  • مادر

    noun

    Here's a big hug and kiss for each cheek, mamma.

    از دور روی ماهت را میبوسم، مادر جان.

  • شیرتراو

  • ترجمه های کمتر

    • مومیا
    • پستانها
    • پستان
    • (غده ی تراونده ی شیر در پستان جنس ماده - در نرینه ها این غده به صورت رشد نکرده وجود دارد) غده ی شیرتراو (mammary glandهم می گویند)
    • دده سیاه
    • رجوع شود به mama
    • غدد پستانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mamma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mamma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه