ترجمه "mammary" به فارسی

پستانی, شیرتراو, وابسته به غده های تراونده ی شیر در پستان بهترین ترجمه های "mammary" به فارسی هستند.

mammary adjective noun دستور زبان

A mamma (milk-secreting organ of a woman or a female animal). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستانی

  • شیرتراو

  • وابسته به غده های تراونده ی شیر در پستان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mammary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mammary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mammary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه