ترجمه "manageable" به فارسی

مهارپذیر, اداره کردنی, قابل کنترل بهترین ترجمه های "manageable" به فارسی هستند.

manageable adjective دستور زبان

Capable of being managed; governable; tractable; subservient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهارپذیر

  • اداره کردنی

  • قابل کنترل

    According to the surgeon's report, this one wasn't even close to manageable.

    طبق گزارش جراح اين يکي حتي قابل کنترل هم نبوده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " manageable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "manageable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "manageable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه