ترجمه "manager" به فارسی
مدیر, رئیس, سرپرست بهترین ترجمه های "manager" به فارسی هستند.
(management) A person whose job is to manage something, such as a business, a restaurant, or a sports team. [..]
-
مدیر
noun masculineperson whose job is to manage something (for female equivalents, see manageress) [..]
Well, that manager was having an affair with the receptionist.
خب، آن مدیر رابطه نامشروع با منشیاش داشت.
-
رئیس
nounHe a factory manager and she an employee in his department.
آقای رئیس با کارگرش رفته بود قایق رونی!
-
سرپرست
nounHe asserted his position by calling the managing clerk Goodworthy.
این مرد موقعیّت خودش را با ساده مخاطب ساختن سرپرست منشیان به اسمگودورثی نشان داد.
-
ترجمه های کمتر
- گرداننده
- کارگزار
- مدیربرنامه
- رهبر
- (امریکا - بیس بال) سرپرست تیم
- (هنرپیشگان و تیم های ورزشی و ورزشکاران حرفه یی و غیره) پیشکار
- اداره کننده
- سامان گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
مدیر
nounManagement would like a word with you, please, sir!
جناب مدیر میخوان با شما صحبت کنن قربان
عباراتی شبیه به "manager" با ترجمه به فارسی
-
مدیران میانی
-
مدیریت کیفیت جامع · مدیریت کیفیت فراگیر
-
مدیریت پروژه مشارکتی
-
مدیریت رفتار سازمانی
-
مدیریت کارها
-
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطه ای
-
مدیریت عالی