ترجمه "manhood" به فارسی
مردانگی, مردی, بلوغ بهترین ترجمه های "manhood" به فارسی هستند.
manhood
noun
دستور زبان
The state of being man as a human being. [..]
-
مردانگی
nounBesides, it seemed to him that the society of women was rather derogatory to his manhood.
بعلاوه چنین تصور میکرد که معاشرت با زنان برای او تحقیرآمیز است و از مردانگی او میکاهد.
-
مردی
nounand the home in which he grew to manhood was as soft as a bird's nest.
و خانهای که باید مردی در آن تربیت میشد، چون آشیانه پرندگان، ساکت، آرام و ظریف بود.
-
بلوغ
is bad when peoples have reached their manhood.
برای بلوغ ملل ناپسند است.
-
ترجمه های کمتر
- انسانیت
- جوانمردی
- آدمیت
- بشریت
- آلت رجولیت
- رجولیت (در برابر: زنی womanhood و پسری boyhood)
- مردان
- نیروی جنسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manhood " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن