ترجمه "manifold" به فارسی
متعدد, خمینه, پیچیده بهترین ترجمه های "manifold" به فارسی هستند.
manifold
adjective
verb
noun
adverb
دستور زبان
(now historical) A copy made by the manifold writing process. [..]
-
متعدد
adjective -
خمینه
topological space that at each point resembles Euclidean space
-
پیچیده
-
ترجمه های کمتر
- بسلا
- پرشمار
- (ابزار و ماشین آلات) چندکاره
- از چندین نظر
- به تمام معنی
- به دلایل مختلف
- تمام و کمال
- تکثیر کردن
- شیر چند راهه
- لابه لا
- لوله ی چند شاخه
- چند بخشی
- چند تا
- چند جانبه
- چند جوره
- چند دیس
- چند راهه
- چند شکل
- چند گون
- چندگانه (دارای چندین شکل یا جنبه یا بخش یا ویژگی)
- چندگانه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manifold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "manifold" با ترجمه به فارسی
-
ماشینی که چندین تسخه با کاغذ بر گردان بر میدارد
-
تکثیر · چند برابر سازی
-
منیفولد
-
بسیاری · تعدد · چند برابری · چندتایی · گوناگونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن