ترجمه "manipulative" به فارسی

با دست درست شده, با دستکاری, بادست درست کردنی بهترین ترجمه های "manipulative" به فارسی هستند.

manipulative adjective noun دستور زبان

Describing a person who manipulates others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • با دست درست شده

  • با دستکاری

    adjective
  • بادست درست کردنی

  • وابسته بکارهای دستی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " manipulative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "manipulative" با ترجمه به فارسی

  • دستکاری کروموزوم
  • زبان دستکاری دادهها
  • دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
  • دستکاری رسانهای
  • زبان عملیات ورزی داده
  • دستكاري ژن · دستكاري ژنتيكي · مداخله ژنتيكي · مهندسی ژنتیک
  • انجام دادن با دست یا با مهارت · برزش · تقلب · دست بردن · دستورزی · دستکاری · دغل کاری · سو استفاده · مخدوش سازی
  • (با تقلب) انجام دادن · (با دست) به کار بردن · (با شایعه پراکنی یا سند سازی و غیره) قیمت ها را تحت تاثیر قرار دادن · (با عقل یا تفکر) روبرو شدن با · (با نامردی و نارو زدن) اداره کردن · (به منظور گول زنی یا تقلب و غیره) دستکاری کردن · (سر دیگران) شیره مالیدن · اداره کردن · انگولک کردن · با دست (و مهارت) انجام دادن · با مهارت اداره کردن · بامهارت انجام دادن · بدجلوه دادن · برزیدن · به کار زدن · تدبیرکردن · ترتیب دادن · دست بردن (در چیزی) · دست ورزی کردن · دست یازیدن · دستکارى کردن · دغل کاری کردن · ماهرانه عمل کردن · مخدوش کردن · پرداختن به · پنهان شدن
اضافه کردن

ترجمه های "manipulative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه