ترجمه "manpower" به فارسی

نیروی انسانی, نیروی کار, تعداد کارگر بهترین ترجمه های "manpower" به فارسی هستند.

manpower noun دستور زبان

The total number of all available workers; the workforce. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیروی انسانی

    noun

    We're going to need a lot of manpower to program that beast.

    ما کلی نیروی انسانی واسه برنامه ریزی اون جونور نیاز داریم

  • نیروی کار

    noun

    These were the finest wool sheep in the world, raised on a scale unheard of in any other country, and with a paucity of manpower.

    بهترین گوسفندهای پشمی دنیا به تعدادی که در هیچ کشوری سابقه نداشت و با نیروی کار اندک در اینجا پرورش داده میشد.

  • تعداد کارگر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مردها
    • نيروي كار
    • نیروی بدنی (انسان)
    • نیروی جسمی انسان (در برابر: نیروی ماشین و غیره)
    • کارگر(ان) (man power هم می نویسند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " manpower " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "manpower" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "manpower" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه