ترجمه "manuscript" به فارسی

دستنویس, نسخه خطی, دستنوشته بهترین ترجمه های "manuscript" به فارسی هستند.

manuscript adjective noun دستور زبان

Which is handwritten, or by extension typewritten, as opposed to mechanical reproduction [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستنویس

    noun

    handwritten, or by extension typewritten

    Without a word Christophe held out his manuscripts.

    کریستف، بی آن که کلمهای بر زبان آرد، دستنویس خود را به سوی او دراز کرد.

  • نسخه خطی

    noun

    book, composition or any other document, written by hand [..]

    It was like making one's way through a mutilated manuscript.

    مثل آن بود که طالب علمی به نسخه خطی آب شستهیی برسد.

  • دستنوشته

    book, composition or any other document, written by hand

    In spite of very difficult circumstances, the manuscript survived.

    با همهٔ این وقایع آن دستنوشته از بین نرفت.

  • ترجمه های کمتر

    • دستخط
    • کتاب خطی
    • نوشته
    • نبشته
    • دست نویس (نوشته شده با دست یا ماشین تحریر ولی چاپ نشده)
    • سند اصیل
    • نسخه ی خطی (و معمولا قدیمی و مربوط به دوران پیش از اختراع چاپ)
    • نوشته با حروف بزرگ و سوا از هم (در برابر: خط سرهم یا شکسته cursive)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " manuscript " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "manuscript"

عباراتی شبیه به "manuscript" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "manuscript" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه