ترجمه "marching" به فارسی
روان، پویان ترجمه "marching" به فارسی است.
marching
noun
verb
دستور زبان
Present participle of march. [..]
-
روان، پویان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "marching" با ترجمه به فارسی
-
مارکز
-
فردریک مارچ
-
(فرانسه) به قیمت خوب · ارزان · مناسب
-
حکم عزیمت · دستور رفتن · فرمان حرکت · فرمان های رژه
-
(موسیقی) آهنگ عزا (به ویژه مارش نظامی برای گام برداری آهسته در مراسم عزا) · آهنگ عزا
-
(با گام های موزون مانند سربازان در رژه حرکت کردن) قدم رو کردن · (در صف) پازدن · (موسیقی) مارش · (نادر) هم مرز بودن با · (پیوسته) پیش رفتن · باوقار و جلال راه رفتن · حاشیه گذاشتن · حرکت دایم 0 · خود نمایی کردن · دوری · راندن · راه پیمایی · راه پیمایی کردن · رهروی · رهروی کردن · رژه رفتن · سرحد · سرزمین سرحدی (به ویژه اگر مورد منازعه باشد) · فاصله (که مقدار آن ذکر می شود) · قدم رو · مارس · مارش · ماه مارس · ماه مارچ (سومین ماه تقویم فرنگی) (مخفف : Mar یا Mr یا M) · متصل شدن · مجاور بودن · مرز · مماس بودن · موسیقی نظامی 1 · نزدیک بودن · هجوم بردن · وادار به رفتن کردن · پازدن · پیاده روی دراز و خسته کننده · پیاده روی و تظاهرات (سیاسی و غیره) · پیشرفت پیوسته · پیوستن · پیوسته بودن · گام نظامی
-
آهنگ عزا
-
مارکز (ایتالیا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن