ترجمه "margarin" به فارسی
مارگارین, کره نباتی, کره تقلیدی بهترین ترجمه های "margarin" به فارسی هستند.
margarin
noun
دستور زبان
Archaic form of [i]margarine[/i]. [..]
-
مارگارین
nounthey spent about sevenpence a day on tea, sugar, milk and margarine and pieces of bacon.
تقریبا هفت پنس خرج چای، شکر، شیر، مارگارین و گوشت خوک بود
-
کره نباتی
nounthen, from a plastic container, she took some margarine and spread it on the bread.
بعد از داخل یک ظرف پلاستیکی کمی کره نباتی درآورد و روی نانها مالید.
-
کره تقلیدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " margarin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "margarin" با ترجمه به فارسی
-
الئومارگارين · روغن نباتی (margarin هم می نویسند) · مارگارین · هالوارين · کره نباتی · کره ی نباتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن