ترجمه "marginal" به فارسی
ناچیز, حداقل, سرحدی بهترین ترجمه های "marginal" به فارسی هستند.
marginal
adjective
noun
دستور زبان
(chiefly UK, Australian) of an electoral district (such as a parliamentary constituency) where the winning margin was a small proportion of the total number of votes, so that only a small change in voting behaviour is necessary to alter the outcome of an election. [..]
-
ناچیز
that a marginal rise in sea level
افزایش ناچیز و حاشیهای سطح دریا هم
-
حداقل
-
سرحدی
-
ترجمه های کمتر
- کمینه
- کنارین
- مرزی
- محدود
- اندک
- (اقتصاد) در مرز میان سود و زیان
- (نزدیک به) کمترین حد
- حاشیه ای
- در کنار صفحه
- نزدیک به کناره یا مرز
- نوشته شده یا چاپ شده در حاشیه ی متن یا صفحه
- وابسته به کالایی که با حداقل سود تولید یا فروخته می شود
- وابسته به کناره یا حاشیه
- کم سود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marginal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Marginal
-
حاشیه ای
These things have a margin of error.
این چیزا یه حاشیه ای واسه خطاء دارن.
عباراتی شبیه به "marginal" با ترجمه به فارسی
-
هزینههای نهایی
-
تحلیل نهایی
-
حاشیه فروش
-
حاشیه نرخ بهره خالص، سود خالص بهره
-
مارژینالیسم
-
در حاشیه قراردادن · منزوی کردن · مورد کم توجهی قرار دادن
-
زمین کمبازده
-
تحليل سود ناخالص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن