ترجمه "maritime" به فارسی

دریایی, ساحلی, (هواشناسی) وابسته به هوای نسبتا مرطوب بهترین ترجمه های "maritime" به فارسی هستند.

maritime adjective دستور زبان

Related to the sea or sailing [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دریایی

    adjective

    because there were certain engrafted clerical peculiarities about him, imputable to that adventurous maritime life he had led.

    چون برخی خصایص آخوندی به او بسته بودند که زاده دوران زندگی دریایی سابق او بود.

  • ساحلی

    adjective
  • (هواشناسی) وابسته به هوای نسبتا مرطوب

  • ترجمه های کمتر

    • بحری (در برابر: بری)
    • دریا کناری
    • زیست کننده در نزدیک دریا
    • ملوان مانند
    • ناوی مانند
    • وابسته به کشتیرانی و دریانوردی
    • کرانه ای
    • کرانه زی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maritime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Maritime

Maritime, Fluvial and Harbour Museum of Rouen

+ اضافه کردن

"Maritime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Maritime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "maritime" با ترجمه به فارسی

  • حقوق دريايي · قانون دریا
  • تاریخ دریانوردی
  • (هواشناسی : توده ی هوای گرم و مرطوب در اطراف خط استوا) تفتان و دریایی · دریا تفتانی
  • مرز آبی
  • جمهوری دریایی
  • ترابری دریایی
  • کوه های آلپ دریایی (بخشی از کوه های آلپ در راستای مرز فرانسه و ایتالیا)
  • (هواشناسی) توده ی هوای سرد و مرطوب (بالاتر از سطح اقیانوس ها)
اضافه کردن

ترجمه های "maritime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه