ترجمه "marketing" به فارسی

بازاریابی, خرید و فروش, تجاریسازی بهترین ترجمه های "marketing" به فارسی هستند.

marketing noun verb دستور زبان

Present participle of market. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازاریابی

    noun

    the promotion, distribution and selling of a product or service [..]

    He is the head of marketing.

    او رئیس بخش بازاریابی است.

  • خرید و فروش

    buying and selling in a market

    bought and sold on the black market, crammed into cargo container, smuggled, abused

    توی بازار سیاه خرید و فروش میشه. بعد توی کشتی های باری جاساز میشه

  • تجاریسازی

  • ترجمه های کمتر

    • دادوستد
    • (اقتصاد) بازاریابی
    • بازار رسانی
    • بازار یابی
    • عرضه به بازار
    • کسب و کار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " marketing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Marketing
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازاریابی

    noun

    He is the head of marketing.

    او رئیس بخش بازاریابی است.

عباراتی شبیه به "marketing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "marketing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه