ترجمه "markings" به فارسی
نشاندارشدگيها, رنگدانهايشدن, رنگیزش بهترین ترجمه های "markings" به فارسی هستند.
markings
noun
Plural form of marking. [..]
-
نشاندارشدگيها
-
رنگدانهايشدن
-
رنگیزش
-
رنگیزهدارشدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " markings " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "markings" با ترجمه به فارسی
-
(انجیل) مرقس · (قدیمی) مرز · (مسابقات) خط آغاز · آماج · اسم خاص مذکر · انگ · اهمیت · برچسب قیمت زدن 5 · برگزیدن 0 · تاثیر · تعیین کردن · توجه 4 · خراش · خط کشیدن · درجه نما · رجوع شود به markka · سرحد · عوار · عیب · مشخص کردن · مشعر بودن · نشان · نشانه دار کردن · نقطه ی عطف 0 · نماد · پیسی · گوش فرا دادن
-
منابع تولید کننده
-
توجه کردن، در نظر گرفتن
-
(خودمانی) رجوع شود به service stripe · (فوتبال امریکایی) دو خط طرفین زمین از درازا
-
(عامیانه) آدم آسانگیر · زود باور · زود خرشو · نرم و تسلیم · گولو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن