ترجمه "maroon" به فارسی

بلوطی, (جزایر دریای کارائیب و سورینام) برده ی فراری, (جنوب ایالات متحده - مهجور) به طور تفریحی در چادر زندگی کردن بهترین ترجمه های "maroon" به فارسی هستند.

maroon adjective verb noun دستور زبان

Associated with Maroon culture, communities or peoples. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلوطی

    color [..]

  • (جزایر دریای کارائیب و سورینام) برده ی فراری

  • (جنوب ایالات متحده - مهجور) به طور تفریحی در چادر زندگی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (نادر) آدم رها شده (در جزیره ی بیابانی یاشرایط سخت)
    • (کسی را در جزیره ی بی آب و علف رها کردن و رفتن - سابقا دزدان دریایی این کار را می کردند) یکه و تنها رها کردن
    • اردو زدن
    • بی کس و کار گذاشتن
    • ترک کردن
    • تنها گذاشتن
    • در بیچارگی و عسرت گذاشتن
    • فرزندان غلامان فراری
    • قرمز آلبالویی
    • متروک ماندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " maroon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Maroon

A runaway slave in the West Indies, Central America, South America, or North America. [..]

+ اضافه کردن

"Maroon" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Maroon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "maroon"

عباراتی شبیه به "maroon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "maroon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه