ترجمه "marshmallow" به فارسی
گل خطمی, گل ختمی, مارشمالو بهترین ترجمه های "marshmallow" به فارسی هستند.
marshmallow
noun
دستور زبان
A species of mallow, Althaea officinalis, that grows in marshy terrain. [..]
-
گل خطمی
nounplant
-
گل ختمی
nounconfectionery
He watched cloudy children at car windows with yearning marshmallow noses.
او بچههای مه گرفتهای را پشت پنجره اتوموبیلی با بینیهای مشتاقی به شکل گل ختمی نظاره کرد.
-
مارشمالو
Would you like to come in for tea and marshmallow squares?
ميخواين براي خوردن چاي و مارشمالو بياين داخل ؟
-
ترجمه های کمتر
- ختمي
- پفنبات
- (شیرینی پزی) خمیر شیرین (دارای شکر و نشاسته و عصاره ی ذرت و ژلاتین) که معمولا در پیک نیک ها روی آتش کباب می کنند
- پف نبات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marshmallow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "marshmallow"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن