ترجمه "martial" به فارسی

نظامی, رزمی, جنگی بهترین ترجمه های "martial" به فارسی هستند.

martial adjective دستور زبان

Of, relating to, or suggestive of war; warlike. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نظامی

    He did give in, though, about the court martial.

    با این وجود، در مورد دادگاه نظامی تسلیم شد.

  • رزمی

    It's the way you would learn a martial art.

    این راهیست که میتوانید ورزشهای رزمی یاد بگیرید.

  • جنگی

    adjective

    all their martial bones jingling in them at every step, like Moorish scimetars in scabbards.

    صدای استخوانهای جنگی ایشان را میشنید که صدایی شبیه قداره مراکشی در غلاف بود.

  • ترجمه های کمتر

    • حربی
    • سلحشور
    • ارتشی
    • جنگ جو
    • رزم جو
    • مشتاق جنگ و دعوا
    • وابسته به یا مناسب جنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " martial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Martial proper noun

A male given name narrowly applied to certain historic persons (but some of its foreign cognates are modern given names). [..]

+ اضافه کردن

"Martial" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Martial در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "martial" با ترجمه به فارسی

  • دادگاه عالی صحرایی (که در ارتش آمریکا مرکب است از پنج افسر و سرباز و می تواند حکم اعدام صادر کند)
  • هنرهای رزمی · ورزشهای رزمی
  • هنرهای رزمی ترکیبی
  • (معمولا جمع) ورزش های رزمی · هنر رزمی · هنرهای رزمی (مانند کاراته) · ورزشهای رزمی
  • حکومت نظامی
  • محاکمه ی نظامی ویژه
  • (با محاکمه ی نظامی) محکوم کردن · (صورت جمع آن بیشتر این است : court-martials) محاکمه ی نظامی · دادگاه نظامی · محاکمه ی نظامی کردن
  • (ارتش) محاکمه ی صحرایی
اضافه کردن

ترجمه های "martial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه