ترجمه "martyr" به فارسی

شهید, (خودمانی - پیش از: to) درد کشیدن, (معمولا مزاح آمیز) کسی که راحتی و منافع خود را فدای دیگران می کند (معمولا به خاطر جلب توجه و همدردی) بهترین ترجمه های "martyr" به فارسی هستند.

martyr verb noun دستور زبان

One who willingly accepts being put to death for adhering openly to one's religious beliefs; notably, saints canonized after martyrdom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهید

    noun

    one willing to be killed for religion (shahid) [..]

    Anything you do to him will only make him a martyr.

    هر کاری که باهاش بکنی اون رو تبدیل به یه شهید میکنه.

  • (خودمانی - پیش از: to) درد کشیدن

  • (معمولا مزاح آمیز) کسی که راحتی و منافع خود را فدای دیگران می کند (معمولا به خاطر جلب توجه و همدردی)

  • ترجمه های کمتر

    • تحت آزار و شکنجه قرار دادن
    • رنج بردن
    • ستم روا داشتن
    • ستم کشیدن
    • شهید کردن
    • شکنجه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " martyr " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Martyr
+ اضافه کردن

"Martyr" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Martyr در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "martyr"

عباراتی شبیه به "martyr" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "martyr" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه