ترجمه "mascara" به فارسی
ریمل, (از ریشه ی عربی : مسخره), ریمل (برای آرایش یا سیاه کردن ابرو و مژه) بهترین ترجمه های "mascara" به فارسی هستند.
A cosmetic used to darken and thicken the eyelashes. [..]
-
ریمل
nouncosmetic for eyelashes
A relationship is a game of chess, retorts Jemima, brushing mascara onto her lashes.
جمی ما در حال ریمل زدن به مژههایش تشر زد. خوب ارتباط مثل بازی شط رنجه.
-
(از ریشه ی عربی : مسخره)
-
ریمل (برای آرایش یا سیاه کردن ابرو و مژه)
-
ریمل زدن
A relationship is a game of chess, retorts Jemima, brushing mascara onto her lashes.
جمی ما در حال ریمل زدن به مژههایش تشر زد. خوب ارتباط مثل بازی شط رنجه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mascara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A city and provincial capital in north-western Algeria.
"Mascara" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mascara در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.