ترجمه "mass" به فارسی
حجم, توده, جرم بهترین ترجمه های "mass" به فارسی هستند.
(bodybuilding) Excess body weight, especially in the form of muscle hypertrophy. [..]
-
حجم
nounLand masses will slow it, but not for long.
حجم زمين حرکتش رو کند ميکنه ، ولي نه براي مدت طولاني
-
توده
nounUh, the mass is harmless, so it actually stays in the belly until delivery.
توده بی خطره. واسهٔ همین راستش تا موقع زایمان توی شکم باقی می مونه.
-
جرم
nounproperty of a physical body [..]
And there is no way to be in this universe without mass.
و هیچ راهی وجود نداره که بدون جرم در این جهان باشیم.
-
ترجمه های کمتر
- گروه
- انبوه
- جمعی
- مردم
- دسته
- انبوهی
- گروهی
- زیاد
- وزن
- متراکم
- مجموعه
- فراوان
- انباشته
- همگانی
- کوه
- اکثر
- بزرگی
- بس
- عظمت
- جثه
- قوم
- تنه
- فراوانی
- اکثریت
- بیشتر
- اندازه
- اغلب
- کپه
- کنجل
- سترگی
- دودکش
- کوهستانی
- کوهستان
- هنگفت
- سیلاب
- کلان
- (داروسازی) خمیردارو
- (فیزیک) جرم
- (نقاشی) بخش بزرگی که به یک رنگ یا سایه است
- (کلیسای کاتولیک) عشای ربانی
- انباشته کردن یا شدن
- انبوه کردن یا شدن
- بخش عمده
- توده وار
- توده کاه
- توده کردن یا شدن
- جمع شده
- دسته جمعی
- سیل کلمات
- شمار زیاد
- متمرکز کردن
- مخفف : ایالت ماساچوست
- مس (موسیقی)
- مقدار زیاد
- موسیقی مراسم عشای ربانی
- وابسته به توده ها یا تعداد زیادی از مردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
(Roman Catholic Church) The principal liturgical service of the Church, including a scripture service and a eucharistic service, which includes the consecration and oblation (offering) of the host and wine. One of the seven sacraments. [..]
"Mass" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mass در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "mass"
عباراتی شبیه به "mass" با ترجمه به فارسی
-
توده لخم بدن · محتواي لخم
-
(فیزیک : فرق میان جرم اتم و جرم نوترون ها و پروتون های آن) ناسانی جرم
-
تولید شخصی انبوه
-
تولید انبوه
-
پرورش انبوه