ترجمه "mastoid" به فارسی

حلمی, پستانی, (عامیانه) رجوع شود به mastoiditis بهترین ترجمه های "mastoid" به فارسی هستند.

mastoid noun adjective دستور زبان

Of or relating to the mastoid process. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلمی

    noun
  • پستانی

    adjective
  • (عامیانه) رجوع شود به mastoiditis

  • ترجمه های کمتر

    • (کالبدشناسی)استخوان پس گوشی (رجوع شود به sdul)
    • به شکل پستان یا نوک پستان
    • وابسته به یا نزدیک به برجستگی استخوان پس گوش
    • پستان دیس
    • پستان مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mastoid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mastoid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mastoid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه