ترجمه "matchmark" به فارسی
(علامتی که روی اجزای موتور و غیره می گذارند تا سوارکردن آن آسان شود) جفت نشان, دارای جفت نشان کردن بهترین ترجمه های "matchmark" به فارسی هستند.
matchmark
noun
دستور زبان
A mark inscribed on a component to aid alignment with the rest of an assembly.
-
(علامتی که روی اجزای موتور و غیره می گذارند تا سوارکردن آن آسان شود) جفت نشان
-
دارای جفت نشان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " matchmark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن