ترجمه "mater" به فارسی
مادر, (بیشتر انگلیس - عامیانه) مادر, سخت شامه بهترین ترجمه های "mater" به فارسی هستند.
mater
noun
دستور زبان
(UK slang, now chiefly archaic, humorous, or sarcastic) Mother. [..]
-
مادر
nounYou look radiant, mater-in-law!
! درخشنده به نظر مياي ، مادر زن
-
(بیشتر انگلیس - عامیانه) مادر
-
سخت شامه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mater" با ترجمه به فارسی
-
(کالبد شناسی) نرم شامه · سختشامه · شامهگان · مننژها · نرمشامه · پرده مننژ
-
(کالبدشناسی) سخت شامه (لایه ی محکم و خارجی مغز و مغزه تیره) · سختشامه · شامهگان · مننژها · نرمشامه · پرده مننژ
-
سرود رسمی مدرسه یا دانشگاه · مادر علمی · مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
-
عنکبوتیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن