ترجمه "matriarch" به فارسی

مادر, مادرسالار, (در نظام زن سالاری) سالار زن بهترین ترجمه های "matriarch" به فارسی هستند.

matriarch noun دستور زبان

A female founder of a political or religious movement, an organization or an enterprise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادر

    noun

    She serves as matriarch to the covens outside the quarter.

    اون وظیفه مادر و رئیس جمع جادوگرای خارج از منطقه رو داره

  • مادرسالار

  • (در نظام زن سالاری) سالار زن

  • ترجمه های کمتر

    • بانوی خانه
    • زن سالار
    • زن کهنسال و محترم
    • مادر خانواده
    • گیس سفید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " matriarch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "matriarch" با ترجمه به فارسی

  • (قبیله یا خاندان) دارای مادرسالاری · مادر سالاری · مادرسالار دار
  • وابسته برئیسه خاندان
  • وابسته برئیسه خاندان
اضافه کردن

ترجمه های "matriarch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه