ترجمه "matron" به فارسی

کدبانو, خاتون, مترون بهترین ترجمه های "matron" به فارسی هستند.

matron noun دستور زبان

A mature woman; a wife or a widow, especially, one who has borne children; a woman of staid or motherly manners. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کدبانو

    noun

    Celia the matron naturally felt more able to advise her childless sister.

    اکنون سلیای کدبانو و مادر طبعا خود را در پند دادن به خواهر بیفرزندش تواناتر احساس میکرد.

  • خاتون

    noun
  • مترون

    profession

  • ترجمه های کمتر

    • مستخدم
    • بانو
    • (بیمارستان) مدیر
    • (زندان زنان و برخی سازمان های دیگر) سر پیشخدمت
    • سر پرستار
    • سرپرست کودکان
    • عاقله زن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " matron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "matron" با ترجمه به فارسی

  • تبدیل به مدیره (یا سرپرستار و غیره) کردن · دختر جوان و نامزدش را همراهی کردن · سرپرستی کردن
  • بانوانه · شایسته زن خانه دار · مادرانه · کدبانووار
  • زن شوهر داری که ملازم عروس است · ساقدوش عروس
اضافه کردن

ترجمه های "matron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه