ترجمه "matter" به فارسی

ماده, موضوع, جوهر بهترین ترجمه های "matter" به فارسی هستند.

matter verb noun دستور زبان

(physics) The basic structural component of the universe. Matter usually has mass and volume. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماده

    noun

    substance that has rest mass and volume, or several other definitions

    I must go to the laboratory and look into a little matter of acids and salts and alkalis.

    باید بروم آزمایشگاه و کمی دربارهی اسیدها، نمکها و مواد قلیایی تحقیق کنم.

  • موضوع

    noun

    I can't agree with you on this matter.

    من در این موضوع با تو موافق نیستم.

  • جوهر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • امر
    • ریم
    • بابت
    • مسئله
    • قضیه
    • اشکال
    • جسم
    • مقدار
    • مدفوع
    • مبحث
    • میزان
    • ظرف
    • پست
    • عنوان
    • دردسر
    • زحمت
    • سرفصل
    • مادگان
    • مادہ
    • پرموته
    • چاپار
    • ضابطه
    • ماد
    • طی
    • (این معنی کلی : مطلب مورد بحث یا عمل یا علاقه) چیز
    • (با: the) گرفتاری
    • (حقوق : چیزی که باید اثبات شود) امر
    • (فلسفه : تجربه یا واقعیت یا هرچیز که هنوز تکوین نیافته و شکل نگرفته است)هیولی 2
    • (ماده ی دفع شده از بدن) چرک
    • (هر چیز مهم یا پر معنی و غیره) اهمیت
    • (چاپ) صفحه ی چیده شده و آماده برای چاپ 3
    • اهمیت داشتن
    • داستان های حماسی
    • داستان های قهرمانی
    • درون داشت
    • ریم 0
    • شوخگین شدن
    • عفونی شدن
    • قضیه 1
    • محتوا (در برابر: شکل و سبک و روش)
    • مطلب (و غیره)
    • مهم بودن
    • مهم بودن 4
    • نامه ها (و محمولات و غیره) ارسالی توسط پست
    • هرچیز ناخوشایند
    • چرک کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " matter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "matter" با ترجمه به فارسی

  • سوخت
  • ماده تاریک داغ
  • شاه بیت · لغز · مسئله دشوار · معما · چیستان
  • در رابطه با اين موضوع
  • باوقار · خونسرد · طبیعی · عادی · مترقبه · منتظره
  • نتیجه منطقی · چیز طبیعی یا قابل انتظار یا معمولی
  • افسردگی · براز · دلمردگی · سرافکندگی · مدفوع · ککه · گه
  • (کالبدشناسی) ماده ی خاکستری مغز و نخاع شوکی (شامل یاخته های عصبی چند رشته ی عصبی - مقایسه شود با: ماده ی سفیدwhite matter) · مغز
اضافه کردن

ترجمه های "matter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه