ترجمه "meadow" به فارسی

علفزار, راغ, مرغزار بهترین ترجمه های "meadow" به فارسی هستند.

meadow noun دستور زبان

A field or pasture; a piece of land covered or cultivated with grass, usually intended to be mown for hay; an area of low lying vegetation, especially near a river. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علفزار

    noun

    field or pasture [..]

    Like the life cycle of livestock, which may never see a meadow.

    مثل زندگي يک چهارپا ، که ممکن است هرگز يک علفزار را نبيند.

  • راغ

    noun

    field or pasture

  • مرغزار

    noun

    field or pasture

    She could not restrain a cry as she saw it there tranquil and massive, couched upon the meadows.

    با دیدن خانه، چنان بزرگ و آرام و جای گرفته در دل مرغزار، نتوانست فریاد نکشد.

  • ترجمه های کمتر

    • راود
    • چمن
    • چمنزار
    • مرتع
    • گیاچر
    • (به ویژه در کنار رود یا دریاچه) مرغزار
    • علفزار (به ویژه اگر علف آن به عنوان علوفه بریده شود)
    • چمن زار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " meadow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Meadow proper

A town in Texas. [..]

+ اضافه کردن

"Meadow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Meadow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "meadow"

عباراتی شبیه به "meadow" با ترجمه به فارسی

  • (جانورشناسی) سداب مرغزار (جنس Thalictrum از خانواده ی buttercup)
  • النگ · اولنگ
  • خاكهاي چراگاه · خاكهاي چمنزار · خاكهاي چمني · خاکهای علفزار
  • مرغزارها
  • (گیاه شناسی) فتوک (Festuca pratensis که در شرق ایالات متحده به عنوان چمن کشت می شود) · فستوکا پراتنسیس · فسكوي چمني
  • رجوع شود به field mouse
  • آلوپکوروس پراتنسیس · دمروباهي چمني · دمروباهی چمنزاری
  • رجوع شود به colchicum
اضافه کردن

ترجمه های "meadow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه