ترجمه "mealy" به فارسی

خشک, اردی, بلغوری بهترین ترجمه های "mealy" به فارسی هستند.

mealy adjective دستور زبان

Describing a substance, especially a dry foodstuff such as grain, that resembles meal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خشک

    adjective
  • اردی

    adjective
  • بلغوری

  • ترجمه های کمتر

    • (رنگ و غیره) لکه دار
    • بلغور دار
    • بلغور مانند
    • به رنگ آرد
    • به صورت گرد آمیخته با دانه های ریز
    • دانه دانه
    • رجوع شود به mealy-mouthed
    • زرد مایل به سفید
    • گوداب دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mealy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mealy" با ترجمه به فارسی

  • (افریقای جنوبی - جمع) ذرت
  • خاصیت آردی
  • اهل تملق · اهل گوشه و کنایه · شیرین زبان · فاقد صراحت لهجه
اضافه کردن

ترجمه های "mealy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه