ترجمه "meat" به فارسی
گوشت, خوراک, جان کلام بهترین ترجمه های "meat" به فارسی هستند.
meat
noun
دستور زبان
(now archaic, dialectal) Food, for animals or humans, especially solid food. See also meat and drink. [from 8th c.] [..]
-
گوشت
nounanimal flesh used as food [..]
They eat raw meat.
آنها گوشت خام می خورند.
-
خوراک
nounNo, politicians are my meat!
نه ، سياست مدار ها خوراک من هستن!
-
جان کلام
noundashing through the editor's praise of his story to the meat of the letter,
از ستایش سردبیر از داستانش گذشت و به جان کلام رسید
-
ترجمه های کمتر
- شکار
- غذا
- لخم
- مغز
- اصل
- مایه
- مغزهسته
- پروز
- هسته
- جوهر
- دانه
- قوت
- (خوراکی) گوشت
- (قدیمی) شام
- (مجازی) لب
- مطلب عمده
- مغز (گردو و فندق و غیره)
- نکته مهم
- گوشت تازه
- گوشت یخی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Meat
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Meat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Meat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "meat"
عباراتی شبیه به "meat" با ترجمه به فارسی
-
گوشت دی.اف.دی
-
ماشین گوشت خرد کنی · چرخ گوشت
-
گوشت سرخ · گوشت قرمز · گوشت گاو و گوسفند (در برابر: white meat یا گوشت مرغ و ماهی و خوک)
-
جانوران گوشتالود · جانوران گوشتی
-
گوشت اردک
-
جایگزینهای گوشت · مواد شبهگوشت · گوشت ساختگي
-
گوشت · گوشت تازه · گوشت یخی
-
گوشت گوساله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن